|
سایت حوزه علمیه امام مهدی(عج) افتتاح شد:
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۱ساعت 17:15  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
همزمان با میلاد فرخنده کریم اهل بیت، حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) و به یمن و برکت این روز عزیز و به حول و قوه الهی پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به آدرس : http://www.emammahdy.com رسماْ افتتاح شد. زین پس مطالب جدید در سایت قرار خواهد گرفت و علاقمندان می توانند برای بهره مندی از مطالب به آدرس ذکر شده مراجعه نمایند. بی شک سایت مذکور دارای نقصان و عیوبی است ولی سعی بر این خواهد بود که با بهره مندی از نظرات شما عزیزان به بهترین وضع سامان یابد.قدردان شما عزیزان خواهیم بود از اینکه از نظرات ارزشمندتان ما را بهره مند سازید . التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ساعت 5:6  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
در جود و کرم دست خدا هست حسن(ع) دست همه را وقت عطا بست حسن(ع) نومید نگردد کسی از درگه او زیرا که کریم اهل بیت است حسن(ع)
+ نوشته شده در جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۱ساعت 22:4  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شب 14رمضان المبارک 1433 جلسه: سیزدهم 91/05/13
«وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي وَ لَا اسْتِيجَابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّي بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ وَ سُكُونِي إِلَى صِدْقِ وَعْدِكَ»
تنها عامل برگشت بنده بعد از گناه فراوان عرض کردیم علّت این که انسان متّصل به دعاست و میداند اجابت هست، برای این است که میداند ذوالجلال و الاکرام کریم است. او، آن کریمی است که هیچگاه وعده او خلاف نمیشود. «وَ سُكُونِي إِلَى صِدْقِ وَعْدِكَ» سکون و مسکن و ... به معنی جایگاه آرامش برای انسان هست. در این فراز میگوید: میدانیم ذوالجلال و الاکرام صادق الوعد است و اگر وعده کرد، وفا میکند. لذا وقتی پروردگار عالم فرمود: تو بیا، من کریم هستم، ولو به این که انسان مستحق این نیست که خدا صدای او را بشنود «مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي» و موجب عفو او هم نیست «وَ لَا اسْتِيجَابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّي»، امّا تنها عامل که هر چه گناه میکنیم، آخر هم برمیگردیم «بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ» امید ما به کرم خداست. خدا هم صادق الوعد است، اگر گفت کریم هستم؛ کرامت خودش را نشان داده و خلف وعده نمیکند و این نکته بسیار مهمّی است که در این فراز از این دعای شریفه تبیین میکنند. پس علّت امید به کرم این است که میدانیم حضرت حقّ صادق الوعد است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۱ساعت 18:44  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شب 13 رمضان المبارک 1433 جلسه: دوازدهم 91/05/12
«وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي وَ لَا اسْتِيجَابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّي بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ وَ سُكُونِي إِلَى صِدْقِ وَعْدِكَ»
شنیدن دعای بنده، فرض خدا بر خود عرض کردیم آنچه که در باب دعا مهم است، این است که اجابت در مرحله نخست در دعا نهفته شده است. خود دعا مِن ناحیه الله تبارک و تعالی است؛ یعنی پروردگار عالم انسان را دعوت کرده و خودش هم انسان را اجابت میکند. او شنونده خوبی است، گرچه بنده گنهکارش مستحقّ این که کلام او را بشنود و یا او را مورد عفو و بزرگواری خود قرار دهد، نیست؛ منتها پروردگارعالم خودش بر خودش فرض کرده است که هر کس او را صدا زد، گوش بدهد.
کرامت، دلیل اجابت در فرازی از دعای افتتاح خواندیم: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يُجِيبُنِي حِينَ أُنَادِيهِ» یعنی نمیشود کسی پروردگار عالم را بخواند و او اجابت نکند. خواندنها به حقیقت خواندن نیست و إلّا اگر خواندن به حقیقت خواندن بود، صددرصد در آن اجابت هست ولو به این که انسان خودش مستحق این نیست که خدا صدای گنهکار او را بشنود امّا وقتی جدّی انسان حضرت حقّ، ذوالجلال و الاکرام را خواند، او محبّت میفرماید و جوابش را میدهد، خودش مستوجب عفو نیست امّا او عنایت میکند. دلیل «يُجِيبُنِي حِينَ أُنَادِيهِ» این است که ما با یک کریم داریم صحبت میکنیم. یکی از نکاتی که در روایات در باب کرم بیان میکنند، این است: کریم انتظار مقابله به مثل کردن را ندارد، کریم نمیگوید اگر تو فلان کار را کردی؛ پس من این کار را میکنم. اگر انسانی هم کریم شد، اتّفاقاً نه تنها در مقابل عمل طرف کاری را انجام نمیدهد، بلکه طوری برخورد میکند که اصلاً آن شخص خود را ذی حق میداند؛ یعنی احساس میکند که حقش همین بوده و باید با او چنین رفتاری میشده است. دیگر یادش میرود که او کریم است و دارد کریمانه برخورد میکند. ذوالجلال و الاکرام کریمانه برخورد میکند؛ پس وقتی با کریم طرف هستیم، طبعاً تا او را بخوانیم، اجابت میکند، «يُجِيبُنِي حِينَ أُنَادِيهِ».
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۱ساعت 19:37  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
فريب بزرگ كنترل نسل و نسل كشي
فرمايشات مقام معظم رهبري كه پرده از بي توجهي مسئولين به منويات امام (ره) و مقام معظم رهبري امام المسلمين (مدظله) بوده است و زمينه طوري فراهم آمده بود كه در دولت نهم و دهم سخن عدم كنترل جمعيت توسط رييس جمهور براي عده اي مسخره مي نمود و فضاي مسموم تبليغاتي طوري شد كه صداي علما به مردم نرسد و غير علمي جلوه داده شود لاجرم حضرتشان به سخن آمده و در جمع مسئولين به خطر تهديد نسل شيعه اذعان فرمودند كه در اين راستا وبلاگي زيبا راه اندازي گشته كه توجه شما را به آن جلب مي نماييم.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۱ساعت 19:18  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شب 12 رمضان المبارک 1433 جلسه: یازدهم 91/05/11
«وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي وَ لَا اسْتِيجَابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّي بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ»
کرم خدا و توفیق دعا عنایات پروردگار عالم به بندگانش این است که براساس لطف و کرمش آنها را به دعا کردن، موفّق میدارد. لذا انسان هم باید بداند اگر توفیق دعا به او مرحمت شد، به واسطه کرم پروردگار عالم است و جز لطف و کرم پروردگار عالم، چیز دیگری نیست. برای همین است اولیاء خدا، خصّیصین و عرفای عظیمالشّأن در هنگام دعا همیشه به این مطلب اذعان دارند که خدایا من استحقاق این دعایی را که دارم انجام میدهم، ندارم «وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي» . اوّل اینگونه است که من به واسطه این دعا توسّل جستم، در حالی که استحقاق ندارم که تو صدای من را بشنوی و مستوجب عفو تو نیستم که از من بگذری «وَ لَا اسْتِيجَابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّي»، منتها مهم اینجاست که میدانم همه اینها از کرم توست «بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ». این حال همیشگی اولیاء خداست، یعنی همیشه میدانند اگر موفّق به دعا شدند، حتّی اگر به فرض عوامالنّاسی اجابت ظاهری هم در دعا نباشد، باز کرم خدا بوده است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ساعت 18:15  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شب 11 رمضان المبارک 1433 جلسه: دهم 10/05/91
«وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي وَ لَا اسْتِيجَابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّي بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ»
دعا کریمانه و اجابت کریمانه! عرض کردیم پروردگار عالم به بندگانش عنایت دارد و با آنها کریمانه برخورد میکند. این دعا و اجابت دعا هم خود نوعی از کرم پروردگار عالم است؛ چون نه برای دعایش استحقاق داریم که با این زبان و وجودی که این همه گناه کرده است، به درب خانه خدا بیاییم و دعا کنیم و او صدای ما را بشنود و نه بالجد مستحق این هستیم که اجابتی در کار باشد. همهاش کرم اوست. کریمانه برخورد کردن یعنی پروردگار عالم طوری برخورد میکند کأنّ انسان گناهی هم ندارد و این نکته بسیار بسیار مهمّی است.
گناهان کبیره؛ اعلان جنگ با خدا! منتها پروردگار عالم در این باب کرم یک چیز را از ما خواسته است و آن این است که ما به گناهان کبیره نزدیک نشویم. گناهان کبیره درحقیقت اعلان جنگ با خداست، آیتالله العظمی مرعشی نجفی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) یک نکته بسیار عالی و زیبایی را به نقل از آیتالله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن عارف بزرگوار نقل میکردند، میفرمودند: کبائر جنگ با خداست؛ چون پروردگار عالم آنها را به صراحت منع کرده و اعلان کرده آنها را انجام ندهید امّا کسی که مصرّ به این کبائر هست، در حقیقت اعلان دشمنی با پروردگار عالم میکند و از آن طرف اعلان دوستی با دشمن خود و دشمن پروردگار عالم، یعنی شیطان رجیم میکند، همان شیطانی که قرآن فرمود: «عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُم»[1]. لذا انسان موقعی که مصرّ به گناهان کبیره باشد، از این طرف اعلان جنگ با خدا و از آن طرف اعلان دوستی با شیطان میکند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ساعت 18:17  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شب 10 رمضان المبارک 1433 جلسه: نهم 91/05/09
«وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي وَ لَا اسْتِيجَابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّي بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ»
تنها عامل امید انسان گنهکار آنچه که عامل میشود انسان امید به اجابت دعا داشته باشد، کرم حضرت حقّ است که برای انسان به عنوان یک دستاویز مهم است. کرم حضرت حقّ، ثقه و مورد اطمینان و اعتماد انسان است، «بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ». بشر بارها گناه و خلاف کرده، آن هم گناهانی که گاه، هر کدام از آنها انسان را به هلاکت میاندازد. امّا لطف و کرم پروردگار عالم، انسان را از عذاب و گرفتاری نجات داده است. انسان میفهمد، با وجود این گناهان که یکی و دو تا و سه تا و ده تا و هزار تا نیست و دائم بشر در حال گناه است، باید پروردگار عالم در قهر ابدی با انسان باشد امّا برعکس است و هر موقع پروردگار عالم را بخوانیم، جواب میدهد. ما مستحقّ جواب دادن نبودیم، امّا چون او کرم دارد، آن جود و کرمش عامل میشود که با وجود گناهانمان، حضرتش به ما عنایت داشته است. در این فراز «وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي وَ لَا اسْتِيجَابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّي بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ» همین را بیان میفرماید، میفرماید: من گناه کردم، من استحقاق این که تو دعایم را بشنوی، ندارم. تو خود عامل شدی دعا کنم. مستحقّ جواب دادن نبودم، مستوجب عفو تو هم نبودم، امّا همه این مطالب چرا مرا به اینجا کشانده است؟ چون من به کرم تو امید دارم، «بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ»، این کرم تو برای من ثقه است، در حقیقت این کرم تو برای من امید است و توجّهم را به سوی تو جلب میکند. عامل این که من با همه بدیهایم تو را صدا میزنم و عامل این که تو صدای من را میشنوی، با این که استحقاق ندارم که کلامم را بشنوی و عامل این که تو من را شامل عفوت میکنی، در حالی که با این همه گناه، دیگر نباید در عفو تو قرار بگیرم؛ کرم توست، چون تو اهل کرمی. ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۱ساعت 20:31  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی شب 9 رمضان المبارک 1433 جلسه: هشتم 08/05/91 «وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي وَ لَا اسْتِيجَابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّي بَلْ لِثِقَتِي بِكَرَمِكَ»
اذن خدا برای دعا در دعا پروردگار عالم خودش ما را دعوت کرده و خودش ضمانت اجابت را قرار داده است، قبل از این که ما توفیق استحقاق اجابت دعا و دعا کردن را داشته باشیم. اتّفاقاً همین مطلب که بیان فرمود: «وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي»، نشان میدهد که خودش توفیق دعا کردن را به ما مرحمت کرده است. در دعای شریف افتتاح میخوانیم: «اللَّهُمَّ أَذِنْتَ لِي فِي دُعَائِكَ وَ مَسْأَلَتِک» پروردگارا! تو به ما اجازه دادی که به درگاهت دعا کنیم و حاجتمان را بطلبیم؛ «أَذِنْتَ لِي» یعنی این، اذن توست و تو به من اجازه دادی. «فِي دُعَائِكَ وَ مَسْأَلَتِک» هم نشان میدهد که اصل دعا از ناحیه خداست، در این فراز هم «وَ بِدُعَائِكَ» بیان میفرماید. اگر اذن پروردگارعالم نبود، انسان توفیق به دعا نداشت. البته یک مطلب این است که گاهی ما عامل میشویم که اجازه به خواندن دعا ندهد و حال دعا را نداشته باشیم. گاهی هم به واسطه عمل ما لطف میکند و اجازه دعا را به ما میدهد. البته ما هیچ طلبی از حضرت حقّ نداریم و همه از لطف خداست. چون بارها عرض کردیم این اعضاء و جوارح متعلّق به خودش است، پس اگر مطلبی هست، فقط لطف و محبّت اوست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۱ساعت 20:18  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شب 8 رمضان المبارک 1433 جلسه: هفتم 07/05/91
«وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي وَ لَا اسْتِيجَابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّي»
انتظار خدا برای شنیدن سخن بندگان! پروردگار عالم کسی است که سمیع است و بیش از این که دیگران بخواهند بشنوند، آن حضرت شنونده خوبی است و سخن بندگانش را میشنود. او کسی است که حتّی ضمیر صامتین را میداند. اولیاء خدا یک دلیل را این مطلب بیان کردند که حضرت حقّ شنونده خوبی است، همه سخنها را میشنود ولو انسان در دلش سخن بگوید امّا خودش دوست دارد بندگانش به زبان اعلان کنند. این که در انتهای دعای صباح هم بیان میشود: «وَ لِسانِی مُقرٌّ بِالذُّنُوب» همین است. پروردگارعالم طالب این سخن گفتن بندگانش است. او کسی است که خوب میشنود، آنقدر که برای صحبت بندگانش منتظر است. مردان خدا، خصّیصین حضرت حقّ و اولیاء الهی بیان میفرمایند: دلیل سمیع بودن پروردگارعالم این است که حبّ به بندگانش دارد، او هم حبیب است و هم محبّ است. او حبّ به بندگان دارد و دوست دارد بندگانش با او سخن بگویند. لذا خود ذوالجلال و الاکرام تمام راه ها را هم به روی انسان میگشاید تا انسان با او سخن بگوید، به خصوص که در ماه مبارک رمضان که میبینیم این همه ادعیّه قرار داده است. حداقلهای آن در مفاتیح، این کتاب شریف دعا از آن مرد مخلَص الهی، آیتالله حاج شیخ عباس قمی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) آمده که هم دعاهایی را برای روز و هم دعاهایی را برای شب و هم نمازهای روز و شب را تبیین کرده که انسان با پروردگارعالم سخن بگوید. ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۱ساعت 19:24  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شب 7 رمضان المبارک 1433 جلسه: ششم 91/05/06
«وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي» دعا؛ رقم زدن اختیاری مقدّرات ذوالجلال و الاکرام در باب نیاز بشر، یکی از امور را به عنوان اختیار برای او قرار داد. گرچه خود خلقت و امورش پیچیده شده در بحث جبر و اختیار است و محفوف بالجبر و الاختیار است امّا یکی از آنچه که برای مقدّرات تبیین نموده است، اختیار بشری است. این اختیار را ذوالجلال و الاکرام در خواستن خود انسانها در باب دعا تبیین کرده است که دعا به معنای خواستن هست. در دعا دو مرحله وجود دارد: یک مرحله، مرحله لسانی است که انسان با حال تضرّع از ذوالجلال والاکرام با لسان خودش امورش را درخواست کند و دنیای حسنه و آخرت حسنه را درخواست کند. آیات الهیای که به عنوان دعاهای قرآنی مشهور است، همین را برای ما تبیین میفرماید، از جمله همین آیه شریفه که به صورت دعا و به خصوص در نمازها در قنوت عرضه میداریم: «ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الآخره حسنة و قنا عذاب النار» پروردگار ما! مرحمت کن و لطف کن و آنچه که در دنیا از حسنات و نیکیهای توست برای ما مقدّر بدار و آنچه در آخرت از نیکیها است، آنها را هم برای ما مقدّر بدار. پروردگارعالم بالجد میخواهد که انسانها خودشان مقدّرات خود را در مقام اختیار - به این تعابیری که میگویم دقیق شوید، این فرمایشات اولیاء و شیخنا الاعظم، حضرت مفید عزیز(روحی له الفدا و سلام الله علیه) است - رقم زنند و دعا یعنی همین، یعنی خودش، مقدّرات خودش را بخواهد. لذا خواستن از ناحیه تو و برآورده شدن این خواستهها از ناحیه اوست. آن که مقدّرات را رقم میزند، در اختیار خود بشر قرار داد که چگونه بخواهد، «ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الآخره حسنة و قنا عذاب النار».
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۱ساعت 19:32  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شب 6 رمضان المبارک 1433 جلسه: پنجم 05/05/91
«وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي»
دعا؛ لبیک گفتن به دعوت پروردگار عالم! عرض کردیم پروردگار عالم خود دعوتکننده است و معنای دعا همین است. نشانه آن هم این است که خود اجابت میکند و این نکتهای است که تمثیلش در حجّ و عمره است که وقتی مُحرم میشویم، میگوییم: «لبیک اللّهمّ لبیک» یعنی دعوت و صدا و ندایی را میشنویم که لبیک میگوییم. عرض کردیم وقتی آن قصد معلوم شد و طالب شدیم، نهایتاً توجّه حقیقی به پروردگارعالم پیدا میشود و دیگر دائم استغاثه هست. «وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي» حال، انسان در دعا هم متوسّل به لطف پروردگار عالم میشود. عرض کردیم یک معنای دیگر فراز «وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي» این است که خود او خواننده ماست و ما به همان خواندن خودش دعا میکنیم. جالب این است که در ادامه تبیین میشود: «وَ بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِكَ مِنِّي». در اینجا معلوم میشود اوست که ما را میخواند، چون در ادامه میگوید: من استحقاق این را ندارم که تو بخواهی دعای مرا بشنوی و اجابت کنی. دلیل این است که طبعاً وقتی پروردگارعالم میخواند، ما معالأسف فراری هستیم و به جای این که ورود پیدا کنیم، برعکس از محضر ذوالجلال و الاکرام فرار میکنیم که این درد بزرگی است که بشر دارد. در فرازی از دعای افتتاح بیان میکنیم: «فَلَمْ أَرَ مَوْلًى كَرِيماً أَصْبَرَ عَلَى عَبْدٍ لَئِيمٍ مِنْكَ عَلَيَّ يَا رَبّ» پروردگار عالم خود دعوت میکند و صبور هم هست برای این که بنده معالأسف انسان لئیم و پستی است. در این فراز میگوییم: بالاتر از تو مولای کریمی ندیدم که بر بنده لئیم خودش صبر میکند. «إِنَّكَ تَدْعُونِي فَأُوَلِّي عَنْک» تو مرا دعوت میکنی و من از تو دوری میجویم. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۱ساعت 17:58  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی شب 5رمضان المبارک 1433 جلسه: چهارم 04/05/91
«وَ قَدْ قَصَدْتُ إِلَيْكَ بِطَلِبَتِي وَ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحَاجَتِي وَ جَعَلتُ بِکَ استِغاثَتی بِدُعَائِكَ تَوَسُّلِي» مظهر توجّه به خدا عرض کردیم پروردگار عالم گاه انسان را در تنگنا قرار میدهد که مقصد فراموش نشود؛ چون تا مقصدشناس نشویم، طالب نخواهیم بود و طالب حقیقی، مقصدشناس است. در مورد فراز «وَ قَدْ قَصَدْتُ إِلَيْكَ بِطَلِبَتِي وَ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحَاجَتِي وَ جَعَلتُ بِکَ استِغاثَتی» نکاتی عرض کردیم و مطالبی تبیین شد. از جمله این که وقتی انسان مقصد را شناخت، برای آن مقصد قصد میکند و دیگر توجّهش به پروردگار عالم هست. پروردگار عالم نمیخواهد توجّه جز به او باشد. وقتی شما بیان میکنید: «یا وجیهاً عند اللّه»، وجیه درحقیقت آن کسی است که خود متوجّه خداست و همه چیز او الهی است و حلقه اتّصال به پروردگار عالم است. لذا هیچ یک از حضرات معصومین(صلوات اللّه علیهم اجمعین) مردم را دعوت به خود نکردند. بارها اشاره کردیم که در قرآن میفرماید: «و جعلنا منهم ائمّة یهدون بامرنا» هدایت به امر پروردگار عالم میکنند، نه خود. لذا تفکیکی بین پروردگارعالم و معصومین(صلوات اللّه علیهم اجمعین) نیست، از باب این که آنها مظهر و تجلّی اسماء و صفات خدا هستند و إلّا این که نعوذبالله و نستجیربالله تصوّر کنیم آنها خدا هستند، غلط محض است. اوج افتخار آنها هم بندگی است که بارها عرض کردیم که حتّی اگر از نبی مکرّم(صلّي اللّه عليه و آله و سلّم) سؤال شود که یا رسول الله! اوج افتخار شما چیست؟ میفرمایند: من عبد خدا هستم، کما این که در هر نماز دو مرتبه اشاره میکنیم «عبده و رسوله» و رسالت هم در بستر همین بندگی است. آنها مظهر توجّه به خدا هستند و ما را هم به خدا متوجّه میکنند و إلّا اصلاً توجّه به غیر پروردگار عالم، عین شرک است «وحده لا شریک له».
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱ساعت 19:21  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی شب 4رمضان المبارک 1433 جلسه: سوم ۳/۵/۹۱ «وَ قَدْ قَصَدْتُ إِلَيْكَ بِطَلِبَتِي وَ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحَاجَتِي وَ جَعَلتُ بِکَ استِغاثَتی»
تنها منجی در مشکلات عرض کردیم اگر قصد نباشد، انسان طالب نمیگردد و تا مقصد را هم نشناسد، قصد نمیکند. پس باید مقصد را بشناسد که آن هم موقعی است که جدّاً از همه برید و پروردگارعالم را شناخت. خدای متعال، عزّوجلّ بعضی مواقع انسان را دچار گرفتاری میکند که این حال توجّه به خدا و قصد حضرت حقّ، برای انسان به وجود بیاید. در جلسه گذشته عرض کردیم که قصد چیست و «إِلَيْكَ بِطَلِبَتِي» یعنی چه، امّا بحث دیگر این است: حال، انسان به واسطه شناخت مقصد، به آن مقصد خود توجّه پیدا میکند، «وَ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحَاجَتِي». تا انسان نداند مقصد چیست، توجّه به آن مقصد پیدا نمیکند. توجّه انسان آن موقعی به پروردگارعالم جمع میشود که از همه جا بریده باشد و خدا میخواهد که جدّاً از همه جا بریده گردد؛ چون آن موقع است که پروردگارعالم او را متوجّه به این میکند که باید فقط به یک جا توجّه داشته باشد که آن هم خداست. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱ساعت 17:34  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شب 3 رمضان المبارک 1433 جلسه: دوم 91/05/02 «وَ قَدْ قَصَدْتُ إِلَیكَ بِطَلِبَتِی»
وقتی کسی قصد مطلبی را میکند تا معرفت به آن پیدا نکند و مقصد را نشناسد، قصد نمیکند. پس اوّل مسئله برای قصد، معرفت و شناخت مقصد است. نمیشود انسان قصد راهی را بدون معرفت به آن و شناخت مقصد داشته باشد. لذا اگر بدون شناخت حرکت کند و مقصد را نشناسد، طبیعی است گمراه میگردد و در وسط راه به بیراهه میرود. اگر معرفت به آن راه نداشته باشد و به تعبیر عامیانه فقط یک احساس زودگذر باشد، به مقصد نخواهد رسید. البته اولیاء خدا در باب عرفان به آن، هوس میگویند، نه احساس. چون اگر احساس به حقیقت احساس و شور به حقیقت شور باشد، نه تنها بد نیست، بلکه خود عامل است برای این که انسان به مقصد برسد. لذا خود شور و احساس، مهیّج است برای رسیدن به مقصد، پس احساس عند الاولیاء و عند العرفا بد نیست ولی در اصطلاح عامیانه ما بیان میکنیم که کسی که با احساسات و با شور است، شعور و معرفت در او نیست و طبعاً یک جایی کم میآورد، این در اصطلاح عرفا، نفس امّاره است، یعنی به ظاهر احساس است امّا آن احساسات نشأت گرفته از نفس امّاره است که بدون معرفت است و شناختی در آن نیست و وقتی شناختی در آن نبود، مقصد را هم نمیشناسد و وسط راه یک طوری گمراه میشود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ساعت 18:19  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
شب 2 رمضان المبارک 1433 جلسه: اوّل 91/05/01 «وَ قَدْ قَصَدْتُ إِلَیكَ بِطَلِبَتِی وَ تَوَجَّهْتُ إِلَیكَ بِحَاجَتِی وَ جَعَلْتُ بِكَ اسْتِغَاثَتِی» حلول ماه بندگی و عبودیّت ماه طرب و فرح اولیاء، ماه شادمانی بیش از حد خصّیصین، ماه وصل بلاقطع، ماه اوج خوبیها، ماه رسیدن به همه فضایل، ماه رسیدن به مقام خلیفه اللّهی، ماه رسیدن به اوج انسانیّت، ماه قرب الهی، ماه معراج، ماه «قاب قوسین او ادنی»، ماه بندگی، بندگی خاص، بندگی خالص، بندگیای که انسان در آن رنگ و بوی خدا میگیرد، به میمنتی و مبارکی برای اهل معنا شروع شد و آنها در آن فرح ذاتی خودشان به اوج میرسند. از آن طرف این ماه، ماه غفران، ماه برکت، ماه رحمت، ماه انابه، ماه توبه، ماه پذیرش، ماه به غل و زنجیر کشیدن شیاطین، ماه پذیرش استغفار، ماه قبولی اعمال، ماه قبولی طاعات، ماه تبیین عبادات، ماه رسیدن به عبادات، ماه صیام، ماه روزه، ماه تشنگی ظاهری، ماه گرسنگی ظاهری، ماه لب فروبستن، ماه کنترل چشم، ماه کنترل گوش، ماه کنترل زبان، ماه کنترل اعضاء و جوارح، ماه رسیدن به آن بندگی، ماهی که در آن انسان درک میکند که میتواند بنده شود و اعضاء وجوارحش را کنترل کند، ماهی که نفس کشیدنش تسبیح است و خوابش عبادت است،... ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۱ساعت 22:48  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
+ نوشته شده در شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۱ساعت 15:29  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
بسمه تعالی دویست و هفدهمین جلسه درس اخلاق حضرت آیت الله قرهی(مدّ ظلّه العالی) با موضوع :ماه مبارک رمضان،شروع و آغاز تقوا برای تخلّق به اخلاق الهی چهارشنبه 28 تیر ماه 1391، در محل مهدیه القائم المنتظر(عج) برگزار شد. در مرقومه ذیل مشروح بیانات نورانی معظّمٌ له، برای علاقمندان به رشته تحریر در آمده است:
تزکیه زمینه رسیدن به علم و حکمت «كُتِب عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَماكُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»[1]. پروردگار عالم باب تقوا را در ماه ضیافتش قرار داد. آنها که میخواهند متخلّق به اخلاق الهی شوند و تزکیه را به عنوان تنها راه رسیدن به خلافت اللهی؛ خلیفه پروردگار عالم شدن میدانند و این رسیدن به خلافت اللهی باید حتماً علم و رحمت الهی را در برداشته باشد و تا انسان تزکیه نشود و متخلّق به اخلاق الهی نگردد، هیچگاه به علم و حکمت نخواهد رسید، آنچه قرآن کریم و مجید الهی میفرماید، این است که آغاز این که انسان بتواند به آن مقام برسد، تقواست و این تقوا آغاز و ابتدایش - اگر انسان برسد، چون «لعلّ» است - در شهرالله است؛ در این ماه باعظمتی که به مهمانی حضرت حق دعوت شدهاید «دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ»[2]. آن مهمانی زیبایی که آنقدر عالی است که اولیاء الهی که هیچگاه برای طول عمر خودشان دعا نمیکردند، از جمله آنها علّامه بحرالعلوم یا بالجد مقدّس، مقدّس اردبیلی(اعلی اللّه مقامهما الشّریف و سلام اللّه علیهما)، وقتی به رجب المرجّب میرسیدند، به ذوالجلال و الاکرام عرضه میداشتند: خدا! حالا که لطف کردی، محبّت کردی، بزرگواری کردی، ما را زنده نگاه داشتی، عاجزانه از تو درخواست میکنیم توفیق مرحمت کنی، ماه مبارک رمضان را درک کنیم. حالا که عمر ما را نگرفتی، محبّت کن عمر ما را نگیر، ماه مبارک را درک کنیم، این ماه عظیم، ماه ضیافت الله، ماهی که آغازش انسان را به آن تقوای حقیقی الهی میرساند. منتها مهم این است که این تقوا در اینجا به چه معنایی است. آیا این تقوا به معنی دور شدن از گناهان است؟ از یک جهت بله امّا.... ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۱ساعت 2:13  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
![]()
+ نوشته شده در جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۱ساعت 21:42  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
بیان فرمودند: «قرآن مجيد با اسلام انفرادي مناسبت ندارد.»
سه نكته بسیار زيبا در اين فراز از فرمایش ايشان وجود دارد: 1. تمام دين براساس اخلاق است. 2. دين، انفرادي نيست. همين اخلاق، اخلاق جمعي است. اينطور نيست كه كسي بگويد - به تعبير عوام النّاس - موسي به دين خود، عيسي به دين خود! 3. ایشان میفرمایند: انفرادی نیست؛ چون در قرآن هم به صورت جمعی امر ميفرمايند، «وَ أَقيمُوا الصَّلاة»[1] يا « وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَر»[2]، همه اینها به صورت انفرادي بیان نشده است. يا در خود حجّ، جمع مسلمين هستند و ما اسلام انفرادي نداريم. ما در تفسير حمد، راجع به آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين»[3] مفصّل صحبت كرديم. در آنجا بیان کردیم که اگر كسي فرادا هم نماز بخواند، قاعده اين است كه بگويد: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين» - ما تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم – چرا در فرادا هم انسان باید به صورت جمع بیان کند؟ چندين دلیل تبيين شده است: 1. این نصّ است و انسان نمیتواند در مقابل نصّ اجتهاد کند. اينگونه وارد شده، عبد هم بايد مطيع باشد. 2. بشر به عنوان نماينده همه موجودات است و حسب روايات، وقتي انسان گفت: «اَللّهُ اَكبَر»، كوهها و درياها پشت سر او ميگويند: «اَللّهُ اَكبَر» و همه به او اقتدا ميكنند. 3. ما يك فرد نيستيم، هر كدام از ما بالقوّه انسانهاي زيادي هستيم. اين اسپرمهاي موجود در مردان و اين لقاحي كه در زنان هست و عامل پرورش است، هر كدام ميتوانند بهخوديخود انسان باشند. پس ما فرد نيستيم. 4. درست است که نصّ است و تمام آن دلایل وجود دارد، امّا ذوالجلال و الإكرام ميخواهد به واسطه همين، بيان بفرمايد: وقتی شما در فرادا هم «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين» ميگوييد؛ یعنی بدانيد دين شما، دين جمعي است. براي همين است که... ادامه مطلب در وبلاگ حکومت اسلامی از دیدگاه عرفا
+ نوشته شده در جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۱ساعت 21:33  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
در باب شناخت امام، اشاره شد که امام و هر هادي الهي كه از ناحيه پروردگار عالم وضع شده باشد (به امامت و رسالت جعل شده باشد)، حتماً معصوم است و اين عصمت، موهبت پروردگار عالم به آن نبيّ و امام است. همانطور كه بیان شد نبيّ، رسول و امام که به عنوان هادي خلق هستند، چون بناست خلق را به سوي پروردگار عالم هدايت كنند، بایستی در مقامی عالي باشند و در رساندن پيام و حتّی در فكر و تحليل خود نیز نبايد خطایی داشته باشند؛ چون طبيعي است خود گناه، انسان را از رسيدن به نور دور میكند. ما قائليم که یک حالت قلبي براي معصوم وجود دارد كه حتّي لحظهاي ولو در خواب هم غافل نيست. حتّي تاليتلو معصوم هم همین حالت را دارد و میتواند خواب خود را هم كنترل كند. ظاهر امر اين است كه پروردگار عالم به وسيله ايمان، نوري را در قلب انسان قرار میدهد كه اين نور، هم ذهن و هم چهره انسان را نوراني میکند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۱ساعت 11:0  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
موحّد شدن انسان، أعلی درجه بندگی است. توحید؛ یعنی درک «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون» توحید؛ یعنی درک جایگاه و شناخت خود و رسیدن به پروردگار عالم. توحید؛ یعنی شناخت تمام عالم هستی و محو دانستن همه موجودات و خلایق در پروردگار عالم امّا تمام تجلّی توحید و راه رسیدن به آن، تنها «امام» است.
امام هادی(صلوات اللّه و سلامه عليه) در زیارت شریفه جامعه کبیره میفرمایند: «مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُم»، هر کس خدا و وحدانیّتش را اراده کند، باید به امام متوسّل شود. این امام است که از شدّت حضور از چشمان ما غایب است! باید معرفت کسب کرده و این چشمه حیات را شناخت و جرعه نوش هستی بخش ترین پیمانه هایش شد. ![]() این رزق باعظمت و کتاب شریف که از لسان مبارک حضرت استاد عظیم الشّأنمان، حضرت آيت الله دكتر روح الله قرهي(مدّظلّه العالي) است، به یمن عنایت و فضل امام زمان(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) توسّط گروه علمی حضرت نرجس خاتون(عليها الصّلوة و السّلام) گردآوری و به زیور طبع آراسته گردیده است که شامل پانزده جلسه از سلسله جلسات مهدویت حضرت استاد با موضوع امام شناسی می باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۱ساعت 18:57  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
آهای!! داره تموم میشه ها! کجایی؟! آخرین جمعه ماه رسول الله(ص)، ماه زیبای شعبان بود ؛ "اباصلت هروی" به سمت منزل امام مهربان، علی بن موسی الرضا(ع) رهسپار بود؛وقتی به محضر آن امام همام مشرّف گردید، حضرت،مثل همیشه با فرمایشات نورانی خود روح تشنه اباصلت را سیراب فرمودند ولی این بار صحبت از آماده سازی برای میهمانی بزرگ الهی،ماه مبارک رمضان بود. آقا علی بن موسی الرضا(ع) فرمودند : اباصلت! بیشتر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است؛در این مقدار باقیمانده از ماه شعبان،کوتاهی ها و تقصیرهای خود در روزهای از دست رفته از آن را جبران کن! به سراغ آنچه که برایت مفید است برو! در باقیمانده این ماه زیاد دعا و استغفار کن! زیاد قرآن تلاوت کن! از هر آنچه گناهی که مرتکب شدی توبه کن تا هنگامی که وارد ماه مبارک رمضان می شوی پاک و خالص برای خدا باشی! هیچ امانت و حقی بر گردن خود باقی مگذار مگر آنکه آن ادا کرده باشی! کینه هیچ کسی را در دل مگذار مگر آنکه بیرون کرده باشی! هیچ گناهی را که گرفتارش بوده ای را مگذار مگر آنکه آن را ترک کرده باشی! در همه امور توکل به خدا کن که هرکه بر خدا توکل کند خداون متعال او را کفایت می کندو چیزی کم ندارد!
و در باقیمانده این ماه ، زیاد این ذکر را تکرار کن و بر آن مداومت داشته باش:
اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْه خدایا اگر در آن مقداری که از ماه شعبان گذشت ما را نیامرزیده ای، در باقیمانده از این ماه ، ما راببخش و بیامرز!
{وسائل الشيعة/ج10/ ص301}
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۱ساعت 0:23  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
ادامه تفسیر آبات 26 و 27 سوره مبارکه بقره و ورود به تفسیر آیه 28 «إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِين» «الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»
نکات و کدهای مطرح شده در این دو آیه: - چون عدّهای مؤمن نیستند، مدام اشکال میگیرند و همین ایرادگیریها دلالت بر این است که ایمان ندارند. - پروردگار عالم تمثیل به «بَعُوضَةً» (پشه کوچک) میزند و میفرماید: آنهایی که ایمان دارند به این تمثیلها ایراد میگیرند، «فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا». - لذا چنین کسانی به ضلالت و گمراهی می افتند «يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا»، همانطور که عدّه زیادی هم هدایت می شوند «وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا». - علّت نقض عهد، فسق درونی است «وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِين ... الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ». دو نوع فسق وجود دارد: فسق علن و فسق درونی. - عاقبت نقض عهد نیز، عامل شدن برای فساد در زمین است «الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ ... َيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ ». - نقض عهد فقط به گسستن رشته های پیوند «وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ» ختم نمی شود و مانند کار خوارج به «وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ» نیز کشیده خواهد شد.........
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۱ساعت 12:58  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
![]() خدا مرحوم چلویی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) را رحمت کند. ایشان به آقاجان، آیتاللهالعظمی ادیب(اعلی اللّه مقامه الشّریف) گفته بودند: من آن موقعی که نیّت کردم دیگر در هر لحظه لقمه را مراقبه کنم، وجود نازنین آقا را دیدم. آقا فرموده بودند: همین مراقبه تو باعث شده است چهره ملکوتی آقا را ببینی و برای همین چهره تو عالی شده است - نگاه به چهره ملکوتی آقا یعنی نگاه به وجهالله - ایشان عجیب به لقمه مراقبه میکردند. در بازار وقتی این کارگرها میآمدند، برای صاحبکارهایشان غذا ببرند و به مغازه ایشان میآمدند، ایشان اوّل یک مقدار کباب را برمیداشتند و در دهان آنها میگذاشتند. آیتالله دزفولی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرموده بودند:....
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۱ساعت 9:58  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه
گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتني ام!
گفتم: يعني چي؟ گفت: دارم ميميرم گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.
گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟
فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گول ماليد سرش
گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟
گفت: من از وقتي فهميدم دارم مي ميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم
خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت
خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نمي کرد
با خودم مي گفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی
سرتونو درد نيارم من کار مي کردم اما حرص نداشتم
بين مردم بودم اما بهشون ظلم نمي کردم و دوستشون داشتم
ماشين عروس که مي ديدم از ته دل شاد مي شدم و دعا مي کردم
گدا که مي ديدم از ته دل غصه مي خوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک مي کردم
مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي مي کردم
الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم
حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو
قبول مي کنه؟
گفتم: بله، اونجور که می دونم و به نظرم مي رسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون
واسه خدا عزيزه آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت مي رفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟
گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!
يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه
بيماريت چيه؟ گفت: بيمار نيستم!
گفتم: پس چي؟ گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن:
نه گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي
مارفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه؟ باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۱ساعت 0:10  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
»» شعری از حمیدرضا فاطمی در پاسخ به شعر "یار خراسانی" رهبر انقلاب
»» به بهانه میلاد پر منّت رهبرم
من عاشـق آن رهبــر نورانــی خـویشم عمـری است غمیـنم ز پریشانـی آن یار در دام بـلایت شـده ام سخـت گرفتـار چون نقـش نگـارین تو بر دیـده در اُفتــد زان لحظه که مجنون شدم از زلف سیاهت از شـوق وصال تو چه ویرانـه شد این دل یک لحظه پشیمان نشدم از غم آن دوست دل کنـده ام از عـالـم دنیــایـی ولیکـن تـوفیـق زیـارت بـه جمـالـش نـدهنــدم زان روز که در بنـد نگـاه تـو اسیـرم سرباز و نگهبـانـم و هم حامـی جـان از من گـرچـه در ایـن دایـره شاعـر نیم امّـا
* تقدیم به رهبر عزیز و فرزانه ام؛
+ نوشته شده در شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۱ساعت 10:21  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
بسمه تعالی
پروردگار عالم خطاب به انسان می فرماید: (تو که فطرتاً میخواهی تجلّی کنی، این تجلّی را فقط برای خودم قرار بده)
دویست و شانزدهمین جلسه درس اخلاق حضرت آیت الله قرهی(مدّ ظلّه العالی) با موضوع: ریا؛ بیراهه بردن تجلّی فطری چهارشنبه 21 تیر ماه 1391، در محل مهدیه القائم المنتظر(عج) برگزار شد. در مرقومه ذیل مشروح بیانات نورانی معظّمٌ له، برای علاقمندان به رشته تحریر در آمده است:
پیوند خصلت های نیک اخلاقی به یکدیگر تمامی مباحث اخلاق مثل حلقههای زنجیری هستند که به هم متّصلند؛ گرچه صورت ظاهر، هر بحث مجزّاست، امّا درحقیقت تمامی این مباحث به یک نوع به هم گره خوردهاند. مثل این که اخلاص طبعاً به بحث ریا گره خورده است و اینها همه زنجیروار به هم متّصلند. وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق(صلوات اللّه و سلامه علیه) میفرمایند: «إِنَّ خِصَالَ الْمَكَارِمِ بَعْضُهَا مُقَيَّدٌ بِبَعْض»[1] مکارم اخلاق و خصلتهای نیک اخلاق، بعضی به بعضی دیگر پیوند خوردهاند. وقتی مخلصین عالم میتوانند مخلص باشند که از بحث ریا دور باشند؛ چون ریا، به عنوان شرک اعظم است. ریا، شریک قائل شدن برای ذوالجلال و الاکرام است.
ابراز وجود فطری انسان جالب این است؛ چون بشر نفخه روح حضرت حق است، به دنبال تجلّی است. اصلاً ابراز وجود، خود نشانه این است که انسان نفخه روح خداست. حیوانات هیچگاه ابراز وجود و اعلان موجودیّت نمیکنند؛ چون آنها در دو خصلت پیچیده شدهاند: .... ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۱ساعت 2:6  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
لزوم تزکیه علمی ....حضرت آيت الله العظمي حاج سيد احمد آقا خوانساري (اعلي اللّه مقامه)(که حضرت امام (اعلی اللّه مقامه الشّریف) در مورد ایشان بیان فرمودند :"ایشان اتقی الاتقیا هستند") فرمودند : بدانيد آنچه كه باعث مهلكات بدن است ترک مستحبات و رفتن به مكروهات است. ميفرمود شما نميدانيد همه قواعد دين به نفع بشر است و اين قواعد، عجيب براي بشر نفع رسان است. وقتي به ايشان گفتند هنگامي كه در كبر سن بودند چرا هنگام بلند شدن دستتان را زمين نميگذاريد، فرمودند چون مستحبات را رعايت كردم و مكروهات را ترك كردم . بنا براين اگر كسي از طريق علمي تزكيه را فهمید، او واقعاَ خودش را تزكيه كرده است ....
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۱ساعت 14:34  توسط حوزه علمیه امام مهدی عج
|
|